آرزوی من ارزو ام دیدن دوباره توست

کجایی که به دلم مرهم بزاری عزیزم 

کجایی که ببینی یادگاری که از عشق و زندگیمون مونده چقدر بزرگ و آقا شده. و افسوس که مامان گفتن دوباره براش شده ارزو دلم بی تابت شده همه هستی من

ارزو

ارزو

ارزوی من شدی ارزوی دست نیافتنی 



مهران

عزیز سفرکردم کجایی که بیقرارتم  بغض و تنهایی خسته م کرده


بی وفا رفتیو من موندم با خاطراتت


مهران

غم من پایانی ندارد

دوساله و نیمه  آرزوی عزیزم از پیشم رفته چیکار کنم که داغ نبودنش هنوز تازه س خاک نتونست سردیشو بهم بده هنوزم وقتی میشینم کنار مزارش فک میکنم جلوم نشسته بهم میخنده وباهام حرف میزنه دلم تنگ شده و قرار نداره از وبش یادم اومد از این به بعددلتنگیامو اینجا براش مینویسم

دوستت دارم عزیز آسمونیم


مهران